اپیزود اول:
نقش تو می زند
این رنگ خیالم
یاد تو ، ره می زند
بر قلب و جانم
پویا می شود
جان کلام
از نام تو
رنگ و بوی یاس
می گیرد فضا
تا زمانی که
حضورت سایه افکن می شود
با وجود توست
که می خندد بهار ...!
بی تو
یکباره جهان محو می شود
این همه تاب و تپش
قطع می شود
بی تو
رنگ عاشقی گم می شود
جان سَروین است
که بی جان می شود!
اپیزود دوم :
انتظار نامه به پایان نرسید
که خیالم ز خیال تو گسست
چه عبث گذشت روزهای بی تو
چه عبث!
و صد افسوس به من و
رنجیده خاطر بند زده ام...
....
پ.ن.1: ما را از جنس شما نبود هرگز / اشتباهی کودکانه بود که گذشت!
پ.ن.2: تو که رفتی پویایی جان و کلام هم که رفت...؛ دیگر توانی نماند که ز غیر تو بنگارم... تو نگار من بودی جانا.حال نمی دانم که نگار کدامین نگار خویشتنی... – دیگر هیچ ندارم که بنگارم از تو این انتظار نامه های تکراری-
پ.ن.3: ... و به همین راحتی یک سال گذشت...!


