سلام ای مهربان تر از برگ و ای لطیف تر از گل!امیدوارم خفه نجوای دلم را بشنوی، امیدوارم از آن دورها شوریدگی ام را نظاره گر باشی.
ای کاش باری، هرچند کوتاه در طاق نگاهت و در پرنیان ابر خیالت جای گیرم.
ای بهترین و خواستنی ترین عشق برای زندگی کوتاه و بی بارم، با وجود توست که معنا می گیرد همین عبث روزگار من.
ای صمیمی ترین حس و ای همیشگی باور عشق !
دوستت دارم و بدان که همیشه از اینجا تا به بلندای دوری فاصله ها برای حس دوباره ی دستانت دلتنگم...!
پ.ن1: تقدیم به او... همان که از عروج پر سکوتش هفت سال گذشت...!
پ.ن.2: این ترکیب بندی رنگ ها هدف خاصی را دنبال می کند...!
پ.ن.۳: قرار بود این مطلب برای ۱۳ خرداد بروز بشه اما متاسفانه مشکلات امانش نداد...

به امید دیدار/ می دهم این خط را پایان
خدانگهدار./
+
بیستم خرداد 1387 راوي "بهانه"
|


